Posted on January 18th, 2012 at 5:45 pm by Sanaz Ebadi
فراتر از مرزها قدم میزنم به سوی ناباوریها
با قربت چشمهایش آمیخته ام تا لبه تیز بیگانگی ها
در کیسه خواب تفاوتها میتنم غربت را
دیوار آجری وابستگی ها را ترک گفتم تا بیاساید میرا
رها شو
اما من چه؟
کسی که میایستد کسی که ناباوری ها را میپذیرد برای هیچ
نه خود
کسی که…..